🔷دلنوشته🔷
از بنیاد شفیعی تا دانشکده حقوق تهران

گاهی یک انتخاب درست میتواند همهی مسیر زندگی را تغییر دهد.
من هم مثل خیلی از دوستانم، روزی میان سردرگمیهای کنکور و انتخاب رشته مانده بودم؛ میان آرزوهایی که گاهی روشن و گاهی مبهم بودند. راستش را بخواهید، نمیدانستم «حقوق» برای من است یا فقط تصوری قشنگ میان دفترهایم.
اما آن روزی که وارد بنیاد علمی و آموزشی شفیعی شدم، انگار دری تازه به رویم باز شد. مشاوران بنیاد، نه فقط از رتبه و درصد حرف زدند، بلکه از **خودِ من** پرسیدند؛ از علاقهها، از رؤیاها، از چیزهایی که دلم میخواهد یک روز برایشان بجنگم. آن مکالمهها کمکم فهماندند که انتخاب رشته، فقط انتخاب یک آینده شغلی نیست، بلکه انتخاب یک مسیر انسانی است.
جلسههای مشاورهی بنیاد با آن دقت، آرامش، و نگاه واقعیشان کمک کرد بفهمم حقوق برای من یعنی دفاع از عدالت، از انسان، از صداقت. گفتند اگر قلبت برای این مفاهیم میتپد، تو متعلق به این مسیر هستی.
و همین باور شد ستون اصلی تصمیمم.
امروز که دانشجوی حقوق دانشگاه تهرانم، وقتی از زیر طاق بلند دانشکده رد میشوم، هر بار یاد همان روزهای اضطراب کنکور میافتم؛ یاد لبخند مشاورم که گفت:
«انتخاب رشتهات را با آگاهی انجام بده، نه از روی ترس.»
من با آگاهی انتخاب کردم، با راهنمایی بنیاد شفیعی، با آرامشی که از انسانهای دلسوز گرفتم.
و حالا میدانم که پشت هر موفقیت، نه فقط تلاش شخصی، بلکه **دستی از محبت و خرد جمعی** هم هست.
بنیاد شفیعی برای من فقط یک مؤسسه آموزشی نیست؛
برای من، **آغازگرِ باور به توانایی خودم** بود.
هر وقت به آینده فکر میکنم و میخواهم مسیرهای تازه را بسازم، جملهای در ذهنم زنده میشود:
> «گاهی فقط کافی است کسی تو را واقعی ببیند تا خودت را واقعی بسازی.»
سپاس از تمام کسانی که در بنیاد شفیعی، با علم و عشق، کمک کردند تا رؤیایم لباس واقعیت بپوشد. 🌿