🔷دلنوشته🔷
رهایی از طوفان: دلنوشتهای از یک پرستار آینده
ردپای امید در دفترچه کنکور
سالهاست که این واژه مرا به خود میخواند: «پرستاری». صدایش، نه فقط یک شغل، بلکه یک تعهد بود؛ یک آرامش پنهان برای دلهایی که در انتظار التیام بودند. اما بین من و آن رؤیا، دیواری عظیم از نامها و فرمولها و اضطراب کشیده شده بود: کنکور.
من از بچههای بنیاد شفیعی بودم. نه فقط به معنای حمایتی که از سوی بنیاد دریافت میکردم، بلکه به این معنا که بار سنگین انتظارات و محدودیتها، وزن بیشتری روی شانههایم داشت. میدانستم که هر تلاشی، یک سرمایهگذاری بزرگ برای آیندهای است که باید با دستان خودم بسازم. اما گاهی، نقشهی راه گم میشد. مطالعهی شخصی مثل دویدن در یک هزارتوی بیپایان بود؛ گاهی با حجم عظیم منابع سردرگم میشدم و گاهی انرژیام تحلیل میرفت.
اینجا بود که دستهای یاریرسان بنیاد شفیعی پیدا شد. آن روزی که برای اولین بار پایم را در اتاق مشاوره گذاشتم، انتظار داشتم صرفاً با یک برنامه درسی مواجه شوم. اما خانم/آقای مشاور، چیزی فراتر از یک برنامهریز بود؛ او معمار امید بود.
او میدانست که بزرگترین مانع من، نه کمبود استعداد، بلکه مدیریت ترس از شکست بود. مشاورهی بنیاد شفیعی، تنها به من نگفت «این فصل را بخوان»، بلکه به من آموخت **چگونه فکر کنم، چگونه زمان را باور کنم، و چگونه در برابر حملات اضطراب عقبنشینی نکنم.** او به من یاد داد که رتبه عالی، نتیجهی ساعات مطالعهی خطی نیست، بلکه نقطهی تلاقی برنامهریزی هوشمندانه، سلامت روان و پشتکار منظم است. او با دقتی حیرتانگیز، نقاط قوت مرا که خودم فراموش کرده بودم، برجسته میکرد و ضعفهایم را نه به عنوان نقطه ضعف، بلکه به عنوان «مناطقی نیازمند توجه ویژه» طبقهبندی میکرد.
آن روزها، هر بار که خسته و ناامید میشدم، کلمات مشاورم در گوشم زنگ میزد: «تو یک هدف مقدس داری، سختی امروز، سنگ بنای شفقت فرداست.» این حمایت روحی، به اندازهی درسهای فیزیک و شیمی ارزشمند بود.
و حالا، یک سال بعد، نتیجهی آن همه شببیداری و آن جلسات مشاوره پر از امید، در دستانم است. **رتبهی عالی در کنکور سراسری و قبولی در رشتهی پرستاری دانشگاه روزانه.**
وقتی نامم را در لیست نهایی دیدم، فقط یک رتبه را ندیدم؛ بلکه دیدم که چگونه بنیاد شفیعی، با تکیه بر تفکر سیستمی و توجه انسانی، از من یک داوطلب مضطرب، به یک دانشجوی آماده برای خدمت تبدیل کرد.
این موفقیت، متعلق به من نیست؛ بلکه متعلق به آن ایمان پنهانی است که مشاورم در من کاشت. به هر دانشآموزی که در آستانهی این مسیر ایستاده، میگویم: برنامهریزی هوشمندانه، کلید است، اما پشتیبانِ دلسوز، بال پرواز.
من حالا آمادهام تا هر شب، با دستان خسته اما قلبی پر از رضایت، نه تنها بیماران را شفا دهم، بلکه به آنها یادآوری کنم که هر طوفانی، پایانی دارد و هر رنجی، ردپایی از امید در خود پنهان کرده است.
در این وبلاگ مطالب مهم مشاورهی تحصیلی، اخبار و اطلاعیههای کنکور سراسری، دربارهی بنیاد علمی و آموزشی شفیعی و استاد علیرضا شفیعی، مقالات تربیتی_تحصیلی_انگیزشی و روانشناسی، دلنوشتههای مربوط به دانشآموزان بنیاد علمی و آموزشی شفیعی و کتابهای ارزنده معرفی و ارائه خواهد شد.